شمارهٔ ۴۳ - قطعه

قطعات

گرچه به ملک سخنوری شهم اما
غیر طلبکارها سپاه ندارم

کفش ندارم کلاه چون شودم نو
کفش چو نو گرددم کلاه ندارم

مال بود مار وجاه چاه از آنرو
مال نخواهم هوای جاه ندارم

سینه ام از بس ز درد وغصه بود تنگ
آه که در سینه جای آه ندارم

هرکه توبینی بو رهیش به جائی
من به جز از کوی دوست راه ندارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}