غزل شمارهٔ ۸

غزلیات

روزی‌که زد به خواب شعورم ایاغ پا
من هم زدم ز نشئه به چندین دماغ پا

رنگ حنا زطبع چمن موج می‌زند
شسه‌ست گویی آن گل خودرو به باغ پا

سیر بهار رنگ ندارد گل ثبات
لغزد مگر چو لاله کسی را به داغ پا

آنجا که نقش پای تو مقصود جستجوست
سر جای موکشد به هوای سراغ پا

جز خاک تیره نیست بنای جهان رنگ
طاووس سوده است به منقار زاغ پا

با طبع سرکش اینهمه رنج وفا مبر
روز سوار، شب کند اسب چراغ پا

یک گام اگر ز وهم تعلق گذشته‌ای‌
بیدل درازکن به بساط فراغ پا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}