غزل شمارهٔ ۲۰۷

غزلیات

ای همه آیات قدرت ظاهر از شأن شما
کارهای مشکل آفاق، آسان شما

هر سری را کز رعونت‌ گردن افرازد به چرخ
مو‌کشان آرد قضا در راه جولان شما

سینهٔ حاسد که درهم‌ می‌فشارد تنگی‌اش
جای دل خالی نماید بهر پیکان شما

ساقی تقدیر مشتاق است‌ کز خون هدر
پُر کند پیمانهٔ اعدا به د‌وران شما

غیرت‌ حق برنتابد جز شکست از گردنش
هرکه برتابد سر از تسلیم فرمان شما

شوق‌ وصلت بعد مرگ از دل‌ برون کی می‌رود؟
گرد می‌گردیم و می‌گیریم دامان شما

چون سحر وا کرد‌ه بر آفاق بال اقتدار
شور عالم‌گیری از فتح نمایان شما

هر گلی‌ کز نوبهار کام دل آید به عرض
باغبانش خرمن آراید به دوران شما

خاطر از هرگونه مطلب جمع باید داشتن
نیست‌ غافل فضل حق از شغل سامان‌ شما

چون نباشد فضل‌ یزدان مایل امداد غیب
بیدل است آخر دعاگوی و ثناخو‌ان شما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}