غزل شمارهٔ ۶۴۶

غزلیات

توان به صبر نمودن دل شکسته درست
که هیچ نقش نگشته‌ست نانشسته درست

کسی به الفت ساز نفس چه دل بندد
گره نمی‌کند این رشتهٔ‌گسسته درست

چو اشک شمع زیانکار محفل رنگیم
شکست‌ما نشودجز به‌چشم بسته‌درست

به چارهٔ دل مأیوس ما که پردازد
مگرگدازکند شیشهٔ شکسته درست

روا مدارکه مستان شکست بردارند
مبر به میکده غیراز سبوی دسته درست

دگر تظلم الفت‌کجا برد یارب
دل شکسته کزو ناله هم نجسته درست

تلاش عجز به جایی نمی‌رسد بیدل
مگر چوشمع‌کنی‌کار خود نشسته درست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}