غزل شمارهٔ ۱۰۶۲

غزلیات

احتیاجم خجلت از احباب برد
سوخت دل تا رخت درمهتاب برد

عمر رفت و آهی از دل‌ گل نکرد
ساز من آب رخ مضراب برد

آه عیش‌ گوشهٔ فقرم نماند
سایهٔ دیوار رفت و خواب برد

آینه آخر به صیقل‌گشت‌گم
بسکه رفتم خانه را سیلاب برد

داشتم تحریر خجلت‌نامه‌ای
تا کنم تکلیف قاصد آب برد

بی‌غرض خلقی ازین حرمان‌سرا
رفت و داغ مطلب نایاب برد

غنچه‌ها شرم از شکفتن باختند
خنده آخر زین چمن آداب برد

قامت خم عجز می‌خواهد ز ما
سجده باید پیش این محراب برد

محرم سیر گریبان کس مباد
زورق ما را که در گرداب برد

برکه نالم بیدل از بیداد چرخ
خواب من آواز این دولاب برد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}