بخش ۸ - نامۀ اول از زبان عاشق

روضة المحبین

گو ای مه آسمان خوبی
وی گلبن بوستان خوبی

آب رخ تو سمن ندارد
سروی چو قدت چمن ندارد

دل خستۀ چشم نیم‌مستت
جان والۀ لعل می‌پرستت

هرچند که سرو سرفرازد
در باغ به قامت تو نازد

با لعل تو غنچه گر زند دم
بادش بدرد دهن به یک دم

یارب که جهان به کام بادت
اقبال چو من غلام بادت

عمری‌ست که با غمت قرینم
با غصه و درد هم‌نشینم

افتاد دلم به دام عشقت
بی‌هوش شدم ز جام عشقت

مرغ دل من گرفت الفت
با دانۀ خال و دام زلفت

از عشق تو ای بت دلارام
یک لحظه نگیردم دل آرام

بی تو سر بوستان ندارم
برگ گل و گلستان ندارم

دارم ز غمت دلی بر آتش
چون طرۀ سرکشت مشوش

تا دل ز من شکسته بردی
جانم به غم و بلا سپردی

ورد من خسته‌دل شب و روز
این است ز عشقت ای دل‌افروز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}