بخش ۹ - غزل

روضة المحبین

کای دل شده مبتلای عشقت
تا چند کشم بلای عشقت

بیگانه شود ز خویش چون من
هر کاو شود آشنای عشقت

جان و دل و عقل و دین به یک بار
درباختم از برای عشقت

بلبل صفت از هزار دستان
هر لحظه زنم نوای عشقت

چون صبح ز مهر می‌زند دم
تا یافت دلم صفای عشقت

اسرار حقیقت آشکار است
در جام جهان‌نمای عشقت

گر سر برود به خاک پایت
از سر نرود هوای عشقت

شد ابن عماد مست و مدهوش
از جام طرب‌فزای عشقت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}