بخش ۱۹ - غزل

روضة المحبین

دردا که دلم اسیر غم شد
اندوه فزود و صبر کم شد

پشتم چو کمان ابروی تو
از بار غم فراق خم شد

مسکین دل مستمند زارم
دور از تو ندیم هر ندم شد

هم خستۀ غصۀ بلا گشت
هم کشتۀ محنت و الم شد

چون طبل نهان زند کسی کاو
در عالم عاشقی علم شد

کارم همه صبر و بردباری‌ست
تا شیوۀ تو همه ستم شد

بر ابن عماد رحمتی کن
کز دست تو پای‌مال غم شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}