بخش ۵۲ - غزل

روضة المحبین

هنگام وصال دلبر آمد
کارم به مراد دل برآمد

رفت اخترم از وبال بیرون
خورشید سعادتم برآمد

شاخ طربم که بود بی‌بر
از دولت وصل در بر آمد

بختم به طریق رهنمایی
در وادی عشق رهبر آمد

بشکفت دلم چو گل ز شادی
چون مژدۀ آن سمن‌بر آمد

زین مژده چو باد صبح دم‌زد
گیتی ز دمش معنبر آمد

حقا که پیام وصلت ای جان
با جان و جهان برابر آمد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}