غزل شمارهٔ ۲۸۷

غزلیات

ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش
دلم از عشوهٔ شیرینِ شِکرخایِ تو خوش

همچو گلبرگِ طَری هست وجودِ تو لطیف
همچو سروِ چمنِ خُلد سراپای تو خوش

شیوه و نازِ تو شیرین، خط و خالِ تو مَلیح
چشم و ابرویِ تو زیبا، قد و بالایِ تو خوش

هم گلستانِ خیالم ز تو پُر نقش و نگار
هم مَشامِ دلم از زلفِ سَمَن سایِ تو خوش

در رَهِ عشق که از سیلِ بلا نیست گذار
کرده‌ام خاطرِ خود را به تمنایِ تو خوش

شُکرِ چشمِ تو چه گویم؟ که بِدان بیماری
می‌کُنَد دَردِ مرا از رخِ زیبایِ تو خوش

در بیابانِ طلب گر چه ز هر سو خطری‌ست
می‌رود حافظِ بی‌دل به تَوَلّایِ تو خوش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}