غزل شمارهٔ ۲۳۸۴

غزلیات

بیگانه وضعیم یا آشناییم
ما نیستیم اوست او نیست ماییم

پنهانتر از بو در ساز رنگیم
عریانتر از رنگ زیر قباییم

پیدا نگشتیم خود را چه پوشیم
پنهان نبودیم تا وا نماییم

پیش که نالیم داد از که خواهیم
عمریست با خویش از خود جداییم

هر سو گذشتیم پیدا نگشتیم
رفتار عمریم بی‌نفش پاییم

این ‌کعبه و دیر تا حشر باقیست
ما یک دو دم بیش دیگر کجاییم

تنگی فشرده‌ست صحرای امکان
راهی نداربم دل می‌گشاییم

نفی دویی بود علم تعین
تا خاک ‌گشتیم ‌گفتیم لاییم

فکر دویی چیست ما و تویی ‌کیست
آیینه‌ای نیست ما خود نماییم

سیر دو عالم کردیم لیکن
جایی نرفتیم‌ کز خود برآییم

گر بحر جوشید، ور قطره بالید
ما را نفهمید جز ما که ماییم

اظهار هر چند غیر از عرق نیست
در پیش بیدل آب بقاییم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}