شمارهٔ ٧۴ - وله

قصاید

بعزم سفر شاه جمشید فر
بر افراخت رایت بخورشید بر

بهر سو که روی آورد رایتش
قوی پشت باد او بفتح و ظفر

شنیدم ز گفتار کار آگهی
که فرمود شاهنشه بحر و بر

که ابن یمین نیز اقبال وار
درین ره ببندد بخدمت کمر

همانا که رأی همایون شاه
ندارد ز حالم کماهی خبر

ز مستان و پیری و بیحاصلی
برین صورت ار کرد باید سفر

ببینم بچشم آنچه گوشم شنید
که باشد سفر قطعه ئی از سقر

کمال کرم را چه نقصان رسد
اگر شهریار فریدون سیر

ز داد و دهش کار چاکر نخست
بسیم فراوان کند همچو زر

پس آنگه اجازت دهد تا بجان
دعا گوی میباشمش در حضر

ز درگاه عالم پناهش رهی
ندارد جز این التماس دگر

جهاندار شاها بسمع رضا
زمن بشنو این نکته مختصر

بده داد بیچاره گر بایدت
که دادت دهد داور دادگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}