غزل شمارهٔ ۲۴۹۶

غزلیات

از خاک یک دو پایه فروتر نزول ‌کن
سرکوبی عروج دماغ فضول‌کن

تاب و تب غرور من و ما به سکته‌گیر
رقص خیال آبله پا بی‌اصول کن

نقصان گل اعادهٔ باغ کمان تست
آدم شو و تلاش ظلوم و جهول‌کن

خلقی فتاده درگو غفلت زکسب علم
چندی تو نیز سیر چراغان غول‌کن

سعی نفس به خلوت دل ره نمی‌برد
گو صد هزار سال خروج و دخول‌کن

فکر رسا مقید اغلاق لفظ چند
چندانکه‌کم شودگرهت رشته طول‌کن

ای خط مستقیم ادبگاه راستی
فطرت نخواهدت ‌که ز مسطر عدول‌ کن

تا هرکس از تو در خور فطرت اثر برد
چون شوق در طبیعت عالم حلول‌کن

افراط جاه نیز ز افلاس نیست کم
صبح سفید را به‌تکلف ملول‌کن

تا غره کمال نسازد قناعتت
بیدل ز خلق منت احسان قبول‌کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}