شمارهٔ ۴۰ - توشهٔ پژمردگی

مثنویات، تمثیلات و مقطعات

لاله‌ای با نرگس پژمرده گفت
بین که ما رخساره چون افروختیم

گفت ما نیز آن متاع بی بدل
شب خریدیم و سحر بفروختیم

آسمان، روزی بیاموزد ترا
نکته‌هائی را که ما آموختیم

خرمی کردیم وقت خرمی
چون زمان سوختن شد سوختیم

تا سفر کردیم بر ملک وجود
توشهٔ پژمردگی اندوختیم

درزی ایام زان ره میشکافت
آنچه را زین راه، ما میدوختیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}