شمارهٔ ۱۱ - آهسته رو

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

در راه عاشقی ست مرا استوار پا
از جان نهاده ام به چنین رهگذار، پا

ای پادشاه حسن که خوبان ز جان نهند
بر آستانه ات ز پی افتخار، پا

بر خاک آستان تو پایم کجا رسد
باشد اگر به پیکر من صد هزار، پا

دستم در آستین شده از خون دل نگار
تا دیده ام زرنگ حنایت نگار، پا

خیزم به پای بوسی ات از حجره مزار
روزی اگر نهی تو مرا بر مزار، پا

خاری به پای توست ز مژگان چشم من
آهسته رو که تا منهی روی خار، پا

با پای خود شکار، درآید تو را به بند
بگذار ار به دشت، به عزم شکار، پا

در راه انتظار تو شد خسته پای من
از بس فشرده ام به ره انتظار، پا

حیف است پای خویش گذاری تو بر زمین
جانا! بیا به دیدهٔ «ترکی» گذار، پا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}