شمارهٔ ۲۰ - وصال دوست

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

نازنینا! رحم کن بر این غریب
لیس محبوبی بغیرک یا حبیب

خط و خال و زلفت ای زیبا صنم!
برده از من صبر و آرام و شکیب

آفتابت گر، به بیند بی حجاب
رخ کند پنهان، ز خجلت در حجیب

هر که بیند آن رخ چون آفتاب
فاش گوید انه شیء عجیب

غیر نخل قامتت نخلی دگر
بار ندهد پسته و بادام و سیب

عاشقان چیزی نخواهند از خدا
یا وصال دوست، یا مرگ رقیب

گر هزاران خار در پایش خلد
ترک گل، هرگز نگوید عندلیب

داد «ترکی» را بده ای مه جبین
ورنه گیرم دامنت روز حسیب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}