شمارهٔ ۶۱ - لوح دل

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

بیاور قاصدا! از یار، کاغذ
ببر از من، سوی دلدار، کاغذ

رسان از من، به آن یار دل آزار
نهان از دیدهٔ اغیار، کاغذ

زبانی کو که ای شوخ دل آرام!
نوشتم بادل خونبار، کاغذ

یقین دارم که ننویسی جوابی
نویسم گر هزاران بار، کاغذ

به یک کاغذ، غمم بزدایی از دل
که باشد نیمی از دیدار، کاغذ

ز بس از چشم «ترکی» خون روان شد
چو لوح دل شده گلنار، کاغذ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}