شمارهٔ ۷۹ - راه عاشقی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

تا به گرد رخ تو سر زد خط
راست گویم فتاده ام به غلط

که خط است این به گرد عارض تو
یا به مه ریخته ز مشک نقط

از فراق تو روز و شب باشد
اشک جاری ز دیده ام چون شط

غم به گردم چو حلقهٔ پرگار
من چو مرکز فتاده ام به وسط

می کشم ناله از جگر شب و روز
از فراق رخ تو چون بربط

من به بحر محبتت جانا!
می خورم غوطه روز و شب چون بط

با جمال تو عشق من واجب
وز رقیب تو اجتناب احوط

«ترکیا» هر کسی رهی دارد
راه من، راه عاشقی ست فقط

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}