شمارهٔ ۸۷ - ستاره افلاک

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

چند باشی پریرخا! بی باک
من که گشتم زغصهٔ تو هلاک

از غمت ای نگار سیمین بر!
می کنم همچو گل، گریبان چاک

همه شب از فراق ماه رخت
می شمارم ستارهٔ افلاک

روز تا شب بر آستانهٔ تو
می نهم روی مسکنت بر خاک

بی رخت گر به سر، برم روزی
ناله ام از سمک رسد به سماک

مژه ام چون کند به سیل سرشک
در ره سیل، بسته ام خاشاک

تو شوی با من آشنا هیهات
من شوم با تو بی وفا حاشاک

گر تو زخمم زنی به از مرهم
ور تو زهرم دهی به از تریاک

«ترکی» از خاک آستانهٔ تو
نرود تا تنش نگردد خاک

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}