حافظ

غزل 301 | ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک

ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک

حق نگه دار که من می‌روم، الله مَعَک

تویی آن گوهرِ پاکیزه که در عالمِ قدس

ذکرِ خیرِ تو بُوَد حاصلِ تسبیحِ مَلَک

در خلوصِ مَنَت ار هست شکی، تجربه کن

کس عیارِ زرِ خالص نشناسد چو محَک

گفته بودی که شَوَم مست و دو بوست بدهم

وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یَک

بگشا پستهٔ خندان و شِکَرریزی کن

خلق را از دهنِ خویش مَیَنداز به شک

چرخ برهم زنم ار غیرِ مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشَم از چرخِ فلک

چون بَرِ حافظِ خویشش نگذاری باری

ای رقیب از بَرِ او یک دو قدم دورتَرَک

تعبیر

فال هشدار می‌دهد: عجله و رودررویی مستقیم به زیان شماست.

تعبیر عامیانه

این فال می‌گوید عجله نکن. کسی یا چیزی سر راه است؛ امروز دعوا راه نینداز. حافظ اینجا ریا را می‌زند. ظاهر را کنار بگذار؛ دلت چه می‌خواهد همان را بگو. مواظب حرف پشت‌سر و رقیب باش.

تعبیر نو

پیام فال احتیاط است. کسی یا شرایطی مقابل نیت شما ایستاده؛ مستقیم درگیر نشوید، مسیر را عوض کنید.

معنی

غزل با «ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک» شروع می‌شود. می و ساقی رمز رهایی دل‌اند. غزل می‌خواهد گره را شل کند، نه اینکه دستور عیش بدهد. این معنی از خود بیت‌ها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.

عشق و دل

رقیب یا سوءتفاهم در میان است. حرف پشت چشم را جدی بگیرید و شفاف حرف بزنید.

کار و زندگی

در محیط کار رقابت یا مانع هست. سند و شاهد نگه دارید؛ جدل علنی نکنید.

توصیه

تا سه روز تصمیم برگشت‌ناپذیر نگیرید. اول مشورت، بعد اقدام.

تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.

خوانش سیدعلی موسوی گرمارودی — بازنشر با ذکر نام خواننده