شمارهٔ ۱۰۷ - کفران نعمت

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شرط محبت است غم جان نداشتن
در دل غمی به جز غم جانان نداشتن

عاشق کسی بود که بسازد به درد عشق
با درد عشق حاجت درمان نداشتن

جویای وصل راست نشان این که پیش دوست
هرگز شکایت از غم هجران نداشتن

دانی که چیست؟ معنی آسوده زیستن
آمیزشی به مردم نادان نداشتن

کفران نعمت است در این عالم وجود
گردن به زیر طاعت یزدان نداشتن

از همت بلند نشانی ست«ترکی»
چشم طمع به دست لئیمان نداشتن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}