شمارهٔ ۱۱۶ - گنج شایان

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

ای جمالت! زماه تابان به
لب لعلت، ز آب حیوان به

بوی زلفت ز بوی گل خوشتر
خط سبزت ز برگ ریحان به

نیست نخلی چو سرو در بستان
نخل قدت ز سرو بستان به

در دندان صاف رخشانت
از لطافت ز در عمان به

گرچه جان بهتر است از همه چیز
لیک هستی مرا تو از جان به

زهر هجر توام به از تریاق
درد عشق توام ز درمان به

نعمت فقر و گنج درویشی
پیش «ترکی» ز گنج شایان به

«ترکیا» گر هزار دستانی
ور شوی از هزاردستان به

شعر گفتن بود کمال، ولی
نیست چیزی ز حفظ قرآن به

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}