شمارهٔ ۱۳۵ - گلبن رعنایی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

تا چند نگارا تو! بدخوی و ستمکاری
این خوی و ستمکاری از دست بده باری

شغل تو دل آزاری ست کار تو جفا کاریست
تا چند دل آزاری، تا چند جفا کاری

من بار غم عشق ات، پیوسته کشم بر دوش
تو از غم من خوردن پیوسته سبکباری

تو با منی ار دشمن، من دوستت انگارم
من گرچه ترایم دوست، تو دشمنم انگاری

هرگز نتوان برکند با سهل و به آسانی
آن دل که به تو بستم با سختی و دشواری

مستند دو چشمانت ناخورده شراب اما
از مستی چشمانت من مست، تو هشیاری

در چشم منش می جوی، ای گلبن رعنایی
در پای سمند تو بنشیند اگر خاری

خال تو به عیاری برد از کف «ترکی» دل
عیار ندیدم من، با این همه عیاری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}