شمارهٔ ۵۶ - صدای العطش

فصل سوم - سوگواری‌ها

از چیست؟ بانگ ناله، به ارض و سما هنوز
وز چیست؟ شور و ولوله در ماسوی هنوز

بگذشته قرن ها ز غم کشتن حسین
باشد لوای ماتم آن شه بپا هنوز

از قتل پور فاطمه بگذشته سال ها
خون می چکد ز دیدهٔ اهل ولا هنوز

عیسی سرش برهنه بود در سما مگر
باشد سر حسین سر نیزه ها هنوز

زان روز کز گلوی حسین خون، به خاک ریخت
جاری ست خون ز دیدهٔ خیرالنسا هنوز

اکبر شهید گشت ز تیغ ستمگران
لیلا بود به فرقت او مبتلا هنوز

گویا صدای العطش کودکان به گوش
آید ز سمت خیمه گه کربلا هنوز

از بس به راه شام سکینه پیاده رفت
پژمرده گل بود ز غم خار پا هنوز

باشد مگر به کنج خرابه، به شهر شام
زنجیر و غل، به گردن میر ولا هنوز

مرغان به ذکر وای حسین کشته شد عجب
دارند شور و زمزمه ای در هوا هنوز

«ترکی» بیاد قتل شهیدان نینوا
هر بند بند اوست چونی، در نوا هنوز

کردند منشیان رقم این داستان بسی
کوته نگشته قصهٔ این ماجرا هنوز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}