شمارهٔ ۸۳ - نیستان بر افروخته

فصل سوم - سوگواری‌ها

ای فلک! این همه آزار و جفا یعنی چه
دشمنی با خلف شیر خدا یعنی چه

میهمان را به لب آب روان، جا دادن
سر او تشنه بریدن، ز قفا یعنی چه

بدن سبط نبی را به زمین جای چرا؟
بر سر نی سرش انگشت نما یعنی چه

آن تنی را که در آغوش، نبی پروردش
پایمال سم اسبان، زجفا یعنی چه

سینه ای را که بدی مخزن الاسرار اله
به لگد کوفتنش شمر دغا یعنی چه

سر و قد، اکبر پاکیزه لقا پوشیدن
به تن خویش کفن، جای قبا یعنی چه

قاسم آن آیینهٔ حسن به گلخانهٔ عشق
بستن از خون به سر زلف، حنا یعنی چه

پاره پاره زدم خنجر و شمشیر و سنان
تن هفتاد و دو تن، از شهدا یعنی چه

از نیستان بر افروخته، در بزم یزید
رفتن زینب بی برگ و نوا یعنی چه

«ترکی» امروز عزادار شه تشنه لب است
خوفش از تشنگی روز جزا یعنی چه؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}