شمارهٔ ۲۲ - رحمت حق

فصل پنجم - قطعه‌ها و تک‌بیتی‌ها

وقت آن شد که بلرزیم چو بید از سرما
ساقیا! می به قدح کن، که زمستان آمد

رعد در ناله شد و قطره فشان گشت سحاب
رحمت حق، ببر باده پرستان آمد

گشت مغلوب زمستان، سپه فصل بهار
لشگر برو، به یغمای گلستان آمد

موسم رفتن و صحرا و گلستان بگذشت
وقت می خوردن در کنج شبستان آمد

بره شیر به کار آید و مینای شراب
در چنین فصل، که این مژده به مستان آمد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}