شمارهٔ ۴۳

غزلیات

چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست
رونق کافور شد قیمت گوهر شکست

بر مه تابان او ابروی همچون هلال
پرده مانی درید خامه آذر شکست

تا بشکر خنده کرد لعل لبش درفشان
رسته پروین گسست رشته گوهر شکست

باد صبا صبحدم بر گل رویش وزید
نازکی او چو دید بر سمن تر شکست

خواست برابر شود با رخ زیباش ماه
مهر رخ او فکند بر مه انور شکست

ماه چو با آفتاب روی در آرد بروی
از پی آن اوفتد کار وی اندر شکست

گر دل ابن یمین بشکند آن نازنین
جانش فدا باد و هست ار شکند ور شکست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}