شمارهٔ ۸۳

غزلیات

هنگام نو بهار و لب جویبار و کشت
دریاب ساقیا که تو حوری و این بهشت

بر بند همچو نی کمر اندر هوای عشق
از خاک جم بزن بسر خم کلاه خشت

گر جام زر کشم ز کف یار سیمتن
عیبم مکن که از ازل اینست سرنوشت

جام ار ز دست دوست بود زهر و می یکیست
آنجا که وصل اوست چه محراب و چه کنشت

جانها فدای دوست که رضوان بباغ خلد
طوبی براستی چو سهی سرو او نکشت

در کین مشو زمهر من ایمه که کردگار
از مهر مه رخان گل ابن یمین سرشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}