شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

نگار ماه رخم چون نقاب بگشاید
ز خجلتش عرق از آفتاب بگشاید

شوم بنفشه وش از فرق تا قدم همه گوش
گهی که غنچه ز بهر خطاب بگشاید

رخش ببینم و اشکم شود روان آری
ز دیده پرتو خورشید آب بگشاید

بچار میخ بلا در کشد چو خیمه دلم
بیک گره که ز مشکین طناب بگشاید

چو لعل او به تبسم گهر فشان گردد
ز جزع بنده عقیق مذاب بگشاید

توان رسید بکام از لبش بوعده او
گهی که آبحیات از سراب بگشاید

مرا هوای لب می پرست او چه عجب
ز ثقبه عنبی گر شراب بگشاید

دری بر ابن یمین از بهشت باز شود
نگار حور وشم گر نقاب بگشاید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}