شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
نآمد نفسی بی غم دل بر لب عشاق

مشتاق توأم، جفت غمم بهر چه داری
دریاب که شد طاق، ز غم طاقت مشتاق

درد دل ما را به لب لعل دوا کن
در جان چو رسد زهر، چه سودست ز تریاق

در سر هوسم هست که با چون تو نگاری
کز غایت لطفت بدلی نیست در آفاق

نوشم دو سه می جز می و جز تو دگری نه
می نوش بدینسان و میندیش ز انفاق

با دختر رز جفت تمتع نتوان شد
تا عصمت و تقوی ننهی بر طرف طاق

من ابن یمینم شده مشهور به رندی
نه زاهد سالوسم و نه صوفی زراق

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}