شمارهٔ ۲۲۲

غزلیات

من عاشق و رند و می پرستم
سر مست صبوحی الستم

ای غره بهوشیاری خویش
بگذار نصیحتم که مستم

از بند جهان بگشتم آزاد
از منت این و آن برستم

دل از سر نام و ننگ برخاست
تا من بمراد دل نشستم

بس حیله و بس بهانه جستم
تا از در ننگ توبه جستم

چون ابن یمین بسا که گویم
زینگونه که رند و می پرستم

از پای در آمدم ز مستی
ایدوست بیا بگیر دستم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}