شمارهٔ ۲۹۴

غزلیات

تا بر سریر حسن تویی ماه‌چهره‌ای
هستم ز عشق تو در شهر شهره‌ای

ز آن در شاهوار و بناگوش همچو سیم
هستند در مقار نه ماهی و زهره‌ای

چون جزع دل‌فریب تو هرگز به جادویی
نامد برون ز حقه افلاک مهره‌ای

چشم بد از تو دور که مانی به عمر خویش
نقشی نبست چون تو و نگشاد چهره‌ای

کاری تراست بر دل عشاق مستمند
هر غمزه‌ای ز چشم تو از زخم دهره‌ای

ابن یمین طمع به وفای تو چون کند
او را بس ار بود ز جفای تو بهره‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}