شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

تا ساخته ئی بر قمر از غالیه خالی
دارد دل من تیره تر از خال تو حالی

مرغ دل من در هوس دانه خالت
دارد بهوا میل و ندارد پر و بالی

امشب که مرا تا سحر از روی چو روزت
ماهیست فروزنده شی باد چو سالی

ابروی ترا خلق بانگشت نمودند
آری بنمایند چو بینند هلالی

چون ذره دل هر که هوای تو گزیند
خورشید غمش ره نبرد سوی زوالی

وقتست غمم را که نهد روی بنقصان
زیرا که رسیدست ز هجرت بکمالی

چون شکر نگفت ابن یمین روز وصالت
شد در شب هجران تو قانع بخیالی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}