شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

زلف مشکین بر بناگوش چو سیم افکنده‌ای
از بنفشه بر سمن صد حلقه جیم افکنده‌ای

ز ابن مقله خون چکاند ابن بواب از حسد
ز آنچنان شینی که اندر عین سیم افکنده‌ای

بر گذرگاه صبا بگشاده‌ای بندی ز زلفت
در جهان از عنبر سارا نسیم افکنده‌ای

ای مسیحادم قدم آخر مدار از ما دریغ
پرسشی کن چون توام زینسان کلیم افکنده‌ای

لطف کن با وی ز تریاق لبم ده شربتی
مار مسکین چون برین قلب سلیم افکنده‌ای

تا گرفتی ای دل اندر چین زلف او قرار
خویشتن را در شر و شور عظیم افکنده‌ای

در دل ابن یمین مهر رخ چون ماه خویش
نشمری محدث که از عهد قدیم افکنده‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}