شمارهٔ ۱۳

غزلیّات

چو گل بگشاد لب را در ملاحت
زبان بگشاد بلبل در فصاحت

گلستان تازه گشت و غنچه بشکفت
وقاح الرَّقص و الاطیارُ ناحت

سمن هشیار و نرگس خفته مخمور
صبا بیدار و گل در استراحت

به قانونی دگر شد باغ و بستان
صبا تا کرد عالم را مساحت

نگارینا قدم نه در گلستان
که خندان باد همچون گل صباحت

غنیمت دان و کام از عمر برگیر
که من باری ندیدم هیچ راحت

از آن رخسار و لب حیران بماندم
تعالی اللّه زهی حُسن و ملاحت

کجا ره در شبستان تو آرم
که بادش ره نمی آرد به ساحت

جلال ار خون همی بارد عجب نیست
که بی خونابه کی باشد جراحت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}