شمارهٔ ۳۳

غزلیّات

یا رب آن ماه است یا رخسار دوست
یا رب آن سرو است یا بالای اوست

بعد ازین جان من و سودای او
گر برآید بر من از عشقش نکوست

وه! که باد صبح جانم تازه کرد
ای نسیم صبحگاهی این چه بوست

بی خطایی دور راند این چه طبع
بی گناهی خشم گیرد این چه خوست

ای عزیزان! الغیاث از جور یار
وی مسلمانان! فغان از دست دوست

این دل مجروح سرگردان من
در خم چوگان او مانند گوست

عکس رنگ روی او در چشم من
راست همچون لاله ای برطرف جوست

غنچه حُسنش هنوز آبستن است
صبر کن تا گل برون آید ز پوست

دوست ترک دوستان کرد و برفت
خاطر ما همچنان در جُست و جوست

ریختی خونم پشیمانی چه سود
فکر آن دم کن که آب اندر سبوست

جز حدیث عشق در گوش جلال
در نمی گیرد چه جای پندگوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}