شمارهٔ ۶۸

غزلیّات

از آن سنبل که بر گلنار دارد
گل طبع مرا پر خار دارد

ندارد گوییا قطعاً سَرِ ما
سر زلفش که سر بسیار دارد

خط سبزش به گرد لب چو طوطی ست
که شکر پاره در منقار دارد

تو خورشیدی و جانم ذرّه آسا
هوای عشقت ای دلدار دارد

خطا باشد که زلفش مشک خوانند
چو در هر چین دو صد تاتار دارد

نگویم مشک تاتار است زلفت
که صد تاتار در یک تار دارد

زباد چین سیمین ، شاخ سروت
سراسر سنبل و گل بار دارد

منم بلبل چرا آن زاغ زلفت
نشیمن گاه در گلزار دارد

جلال از بار هجران برنگردد
که با روز وصالش کار دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}