شمارهٔ ۱۱۱

غزلیّات

آنان که طالب تو نگشتند جاهلند
و آنها که دل به دست تو دادند عاقلند

در جست و جوی حسن رخت آفتاب و ماه
پیوسته در تردّد و قطع منازلند

یک ره شکنج زلف برافشان خلاص ده
دیوانگان دل شده کاندر سلاسلند

عشّاق ظن مبر که مهر از تو بَر کنند
یا دست و دل ز دامن عشق تو بگسلند

تنها نه من اسیر خم گیسوی توام
خلقی به جست وجوی تو مدهوش و بی دلند

ما غرقه در تموّج دریای بی خودی
وانان چه غم خورند که برطرف ساحلند

در چارسوی محنت و عشق و غم و بلا
امروز سالهاست که با ما معاملند

بردند شاهدان به شمایل دل جلال
فریاد ازین بتان که چه شیرین شمایلند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}