شمارهٔ ۱۶۸

غزلیّات

اگرچه روز و شبم با تو در خیال خیال
مرا خیال وصالت بِهْ از وصال خیال

اگر خیال آن بود که فرق کنند
میان موی و میانت، زهی خیال خیال

از آن خیال تو مالند چون مرا بر روی
که دیده دست بشوید ز روی مال خیال

تن ضعیف من از هجر بر نهالی درد
کشیده از اثر ضعف چون نهال خیال

ز اشک آب گرفته است رودخانه چشم
چنان که وهم نیابد درو مجال خیال

خیال تو ز خیال جلال بود خیال
مبین خیال جلال و مگر جلال خیال

مکن حدیث کمال و خیال بازی او
ورا خیال کمال و مرا کمال خیال

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}