شمارهٔ ۱۷۹

غزلیّات

منم کز درت سر به راهی نکردم
به جز آستانت پناهی نکردم

بر آنی که خونم به باطل بریزی
گناهی مکن چون گناهی نکردم

من آن نیستم کز خدنگت بنالم
که صد تیر خوردم که آهی نکردم

شدم سیر ازین زندگانی که هرگز
دمی سیر در تو نگاهی نکردم

به چشمم نیامد گل و چشمه بی تو
قناعت به آب و گیاهی نکردم

من از هر مرادی ترا خواستم بس
تمنّای مالی و جاهی نکردم

نگفتم جفاهای زلف تو با کس
شکایت ز دست سیاهی نکردم

مرا چون جلال از در خود چه رانی
که من جز درت قبله گاهی نکردم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}