شمارهٔ ۲

قطعات

ای جوادی که به یک بخشش دست زادۀ تست
حاصل بحر و دفین خانه کان در گرو است

دست تنگی من امروز بدان جای رسید
که به یک روزه کفافم دل و جان در گرو است

هرچه در خانۀ من بود نهادم به گرو
کوزه آب چه باشد که به نان در گرو است

به جو و کاه که الب ته از آن نیست گزیر
زین و آلت همه با تنگ و عنان در گرو است

نوکران را چه توان گفت که چون است احوال
همه را ترکش و شمشیر و کمان در گرو است

من ز بیم غُرما هیچ نیارم گفتن
چون بگویم که به صد جای زبان در گرو است

نظم کارم که ازین غصّه خراب است و تباه
به کهین فیض از آن کلک و بنان در گرو است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}