شمارهٔ ٧١

قطعات

ایصاحبی که همت بی منتهای تو
آئین جود می ندهد یکزمان ز دست

بگشاد کار خلق جهان کلک لاغرت
ز آندم که بر مصالح خلقان میان ببست

رأی منیرت آب رخ آفتاب ریخت
دست و دل تو رونق دریا و کان شکست

معلوم تست ز آنکه ز دستان بهمنی
بیچاره چاکر تو چو دستان بجان بجست

باران چو تیر گشت روان از گشاد ابر
ز آندم که مهر تیغ زن اندر کمان نشست

هر کس که داشت مهر تواش پشت گرمئی
از باد سرد حادثه ها جاودان برست

تابنده را ز زحمت باران دهی خلاص
بارانی لطیف بدو بخش از آنکه هست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}