شمارهٔ ۲ - آفتاب راد نیست

مقطعات

من عجب دارم همی از شاعران
تا چرا گویند راد است آفتاب

گرد صحرا سال و مه گردد همی
تا کجا در یابد او یک قطره آب

برخورد آن آب و آنگه میدهد
تشنگان را ریشخندی از سراب

باز بر خوانش بقرضه از نجوم
میستاند زر و سیم بی حساب

آب او زانگونه باشد خشک نم
نان او زین گونه باشد تنگیاب

با چنین وصفی که من کردم ازو
راد میخوانند او را از چه باب؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}