شمارهٔ ۲۶ - پیری

مقطعات

وقت است دلا اگر بترسی
گر آدمی از عدم بترسد

اینک بدمید صبح پیری
و اختر ز سپیده دم بترسد

چون تهمت مرگ هست بر تو
میترس که متهم بترسد

ای طبل تهی حرام کم خور
تا طبل کم از شکم بترسد

گر در حرمی مباش ایمن
بس صید که در حرم بترسد

طبع ار چه بمال تشنه باشد
زافزون شدن درم بترسد

معذور بود بنزد عاقل
مستسقی ار از ورم بترسد

هر کس که نترسد او زمحشر
در محشر لجرم بترسد

از مرگ همی نترسی ای شیر
از وی نه تو روستم بترسد

از مرگ ترا چه باک باشد
مرگ از چو تو محتشم بترسد

گیرم که ز گور می نترسی
خود شیر ز گور کم بترسد

شوخی مکن و بترس از آتش
کز آتش شیر هم بترسد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}