شمارهٔ ۴۱ - جواب مجدالدین همگر

مقطعات

یک قطعه سوی بنده فرستاد مجددین
کان را بصد قصیده نشاید جواب کرد

معنی روشن وی و الفاظ عذب وی
آنکرده با سخن که بسنگ آفتاب کرد

خط شریف او بنکوئی چوآن نگار
کاندر بهار تازه بصحرا سحاب کرد

تشویر خوردم الحق و چونان خجل شدم
کز شرم خاطرم رخ از و در نقاب کرد

طبعم بطعنه گفت که برخیز و شرم دار
کس سنگ را معارض در خوشاب کرد؟

از روی حسب حال بگفت این سه چاربیت
پس توبه کرد طبعم و رای صواب کرد

گلگونه نشاط چه رنگ آورد بگوی
زیرا که از خجالت طبعم چو آب کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}