شمارهٔ ۱۰۹ - در بسته

مقطعات

گفتند دی مرا که بر خواجه میروی
گفتم چو راه یابم آنجا بسر روم

لیکن چو در ببندد و ندهد جواب کس
من ساعتی بباشم و جای دگر روم

در بسته دارداوی و من از چند کوچکم
هم نیستم چنانکه ز سوراخ در روم

من همچو آفتاب ز پرده بنگذرم
نه چون قضای بد ز دربسته در روم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}