شمارهٔ ۲۸

غزلیات

عشقت ایدوست مرا همنفسست
بی تو بر من همه عالم قفسست

حلقه زلف تو دل می گیرد
در شب زلف تو حلقه عسست

من ز عشق تو کجا بگریزم
کاشگم از پیش و غم تو زپسست

غم تو میخورم و میگریم
چون باشگی و غمی دسترسست

مرگ نزدیک بمن چونان شد
که میان من و او یک نفسست

هر که گوید که فلان را بنواز
گوئی از خشم فلان خود چه کسست

خشم و دشنام تو در می باید
طعنه دشمنم آخر نه بسست؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}