شمارهٔ ۴۵

غزلیات

مرا از چون تو یاری میگزیرد
که خود درد منت دامن نگیرد

لب بیجاده رنگت گر شوم کاه
بایزد گر مرا هرگز پذیرد

دلم شمعیست کاندر وصل و هجرت
ببوسی زنده وز بادی بمیرد

نخواهم بردن از خصم تو خواری
کزین معنیم باری میگزیرد

مرا گویند حال دل بدو گوی
چه خوانم قصه چون دروی نگیرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}