شمارهٔ ۶۵

غزلیات

یاری که بری چو سیم دارد
کوچک دهنی چو میم دارد

گل جامه ز عشق او دریده‌ست
مه دل ز غمش دو نیم دارد

نشکیبم ازو که با حدیثش
دل دوستی قدیم دارد

جز سیم نسیم او نبوید
ای شادی آنکه سیم دارد

نامم نبرد مگر به دشنام
او حرمت من عظیم دارد

یک بوسه به جان نمی‌فروشد
انصاف دلی سلیم دارد

چون شحنه شهر کشته اوست
ما را بکشد چه بیم دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}