شمارهٔ ۸۱

غزلیات

زلف چون از روی یکسو افکند
ماه گردون را بزانو افکند

دانه دل آن لب شیرین بود
دام جان آن چشم جادو افکند

دل بزلفش دادم و انکار کرد
کس دل اندردست هندو افکند؟

بوسه خواهم از و حالی ز لعل
پرده بر روی لولو افکند

آبرا ماند که گر یک دم زنم
صد گره زان دم برابرو افکند

چرخ نتواند کمان او کشید
کار اگر بازور بازو افکند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}